
دست دست سووووووووووووووووووووووووووووووووووت..!
دادراداداراداداااااااااااااااااااااااارااااااااااااااادااااااااااااااااااا...
و بعد از حدود یک سال،دفه ی دومیست که این وبلاگ،شاهد و ناظر بر تولد بانو parpar coolمیباشد!

با آرزوی اینکه این رفیق شفیق و گرامی،شونصد به توان n سال عمر کنن و قبولی شون رو در کنکور سراسری نظاره گر باشیم!

میل کنین دوستان!

پرپر جان، من،نسیم(:دی !)از طرف گروه از هم گسسته زیگ زاگ 18 سالگیت رو تبریک میگم!بیشتر دوست داشتم آف بذارم چون شخصی تره و اینا..اما زهی خیال باطل!پوکید اون مسنجر!


اینک پرپر وقتی بدنیا اومد(به علت مسائل فوق امنیتی،از نشان دادن صورت بانو معذوریم!

و حالا بچه های نتم میان وسط!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تولدت مباااااااااااااارک!

هر کی تونست الهه و فاطمه و شخص خودمو تشخیس بده یه جایزه(!)داره و اینـــــــــــا..!
فردا نیسم برای همین زود میگیرم!زود گرفتن بهتر از دیره!
بازم تولدت مبارک!
در عصر حجر:
در این عصر چون هم زن و هم مرد زبون همدیگه رو نمی فهمیدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون دیگه نمیشد با صحبت کردن و عزیزم ساعت چنده و ببخشید مستقیم کدوم طرفه و …. مخ طرف رو بزنی.پس باید با استفاده از ظاهر و عملیات محیرالعقول یه زن رو به دست میوردی.از جمله روش های مخ زنی این دوره عبارت بودند از:
* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشینش شیکتر و با کلاس تر باشد گزینه های بهتری گیرش میاد!)
*داشتن پشم و پیلی بیشتر در ناحیه سینه آقایون و کلاً در همه جای بدن! (نکته: پشم و پیلی نام یکی از عضو های بسیار مهم و حیاتی در بدن مرد های قدیم بود که نشانه مردانگی هم بود.)
*داشتن غار بزرگ تر
*داشتن لباس!(که این ینیققو فقط مرفهان بی درد اون دوره داشتند)
هدف از مخ زنی: بر اساس نقاشی های به دست آمده از روی غار ها انجام این عملیات احتمالاً هیچ هدفی رو دنبال نمی کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکی گوشت دایناسور دیر هضمه و باید فعالیت شدید! داشته باشی تا هضم بشه)
بعد از عصر حجر یه عصری اومد که در اون زن ها خیلی راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلی تلاش کنی تا مخشون رو بزنی. البته به دلیل تلاش های زیادی که بعضی از زنان فمنیست جهت حذف کردن این قسمت تاریخ داشته اند ما اطلاعات دقیقی از این دوران نداریم.ولی میدونیم همیشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه یه دوره ای توی تاریخ بوده که مردا حالشو بردند و چیز دیگه ای که میدونیم اینه که احتمالاً زنهای این دوره انسانهای بسیار فهیم و با منطقی بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکی کلاس بذارند ترشیده می شن و میمونن روی دست ننه باباهشون واسه همین هیچوقت نه نمیگفتند!!!!
دوره هخامنشی:
در این عصر رن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه یک زن خوب رو برای خودت برداری باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و … رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم علی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:
*حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه(به اصطلاح امروزی آقازاده باشه!!!)
*داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج (رجوع شود به شرایط گرز در عصر حجر)
*داشتن ریش بلند (رجوع شود به شرایط پشم! در عصر حجر)
هدف از مخ زنی: بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد و خوردن شراب بوده!
دوره قاجار:
در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه) یه کمی زیاد عقده ای شده بودند و به همین دلیل نمی تونستند ببینن که یه مردی برای اینکه زن دلخواهش رو به دست بیاره عملیات مخ زنی انجام بده و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه شه!و کلاً اون عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.البته بر اساس یک نوشته تاریخی تأیید نشده در این دوران برای مخ زنی بی بی صغرا و ننه سکینه پس از شناسایی دختر مورد نظر(یا همون طعمه) به حمام می رفتند (در روزی که طعمه هم به حمام می رفت ) و بدن وی را در حمام دید می زدند و در صورت تأیید این عزیزان و زدن مهر استاندارد و ایزو 9002 ادامه عملیات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاری انجام میشد و نه پسر دختر رو می دید و نه دختر!(به نظر من که خیلی باحال بوده.فکرشو بکنید یه روز مامانتون بیاد بتون بگه عرشیا جان عزیزم امروز ساعت 5 برو کافی شاپ هویج دوست دخترت اونجا منتظرته!)
هدف از مخ زنی: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!
دوره پهلوی:
در این دوره مردم یه کمی زیاد سیاسی فکر می کردند و اصولاً زیاد توجهی به دختر و مخ و این حرفا نداشتند و به غیر از شهرام شب پره و ابی و فردین بقیه مردا تو فکر براندازی نظام بودند! برای همین حکومت هم برای این که بیاد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا دیگه به سیاست فکر نکنن یه مکان های تفریحی –بی فرهنگی! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا می رفتن توش و یه کار های بدی رو انجام می دادن که من الان عرق شرم بر پیشانیم نشسته و نمی تونم بگم!خلاصه در این دوران هم به دلیل سهولت بیش از حد دسترسی به داف! عملیات مخ زنی چندان پیشرفتی نداشت . اما خوب بر اساس نسخه های به جا مانده از فیلم های فارسی آن دوران چند تا کار سخت برای مخ زدن باید انجام میشده که عبارت بودند از:
*فقیر بودن و بی خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بی درد این امر بسیار لازم بوده است)
*داشتن زور زیاد و توانایی دریبل زدن چند نفر به طور همزمان….نه چیز ببخشید منظورم توانایی کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست این عادل فردوسی پور!)
*شباهت ظاهری به محمد علی فردین و بهروز وثوق
*کشیدن سختی های بسیار در دوران کوردکی.
*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ریش مدل داریوشی
*توانایی خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صدای بلند!
*داشتن ویژگی مردانه در حد دعوت شدن به تیم ملی!(به طور مثال اون دوران یکی از نشانه های مردانگی بوی عرق و بوی نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حالیکه امروز این دو تا بو نشانه آبرو ریزی و بی کلاسیه)
هدف از مخ زنی:رسیدن به پول و پله ی پدر پولدار دختر و داشتن زندگی راحت و مرفه!
دوره انقلاب تا چند سال پیش:
در این دوره روش های مخ زنی تغییری کرد اساسی و به نام خواستگاری تغییر نام داد.یک آقا پسر گل باقالی با یک دسته گل و شیرنی همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار های اداری لازم! از قبیل تعیین مهریه و شیر بها و …. دختر و پسر به صورت رسمی دوست دختر و دوست پسر می شدند که بهش زن و شوهر می گفتند!لازم به ذکر است که در انتهای این دوره نقش تکنولوژی در مخ زنی نمایان شد و سوال حیاتی و سرنوشت ساز عزیزم ساعت چنده توسط یکی از پیشگامان عرصه مخ و مخ زنی جناب آقای الف .ی اختراع گشت.و اما ویژگی های لازم برای مخ زدن دختر خانوم ها:
* سر به زیر بودن آقا پسر (که واقعاً خیلی شرط سختی بوده)
*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژیم شاه
*داشتن سیبیل جهت نمایش مردانگی
هدف از مخ زنی:تشکیل خانواده و داشتن ارتش 20 میلیونی!
دوره امروز:
به گواهی تاریخ در هیچ دوره ای به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوری که امروز اگر یک پسر بخواهد مخ دختری را تیلیط(ترید) نمایدباید حتی الامکان و از نظر ظاهری شبیه یک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزدیکی کند!
ویژگی های اساسی جهت مخ زدن:
*داشتن ماشین و موبایل و سایر وسایل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژی می باشد!
*تسلط به زبان انگلیسی جهت گفتن عبارات ok عزیزم- چشم honey –momi وDady رفتن بیرون و من تنهام!-I love u و ….
*آشنایی به اینترنت و یاهو مسنجر ولی در عین حال انکار کردن این ویژگی در جمع!
*نداشتن سیبیل و پشم و پیلی و به طور کلی تمام ویژگی های مردانه دوره های قبلی
* به روز بودن (Up to date) در زمینه SMS های جدید!
*داشتن فامیل در کشور های اروپایی , امریکایی و حوزه دریای کارائیب!
و هزاران مورد دیگر که شما بهتر از من می دانید!
هدف از مخ زنی:پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاری جهت حل معضل ازدواج!!
اما یه نکته:تا دو سال پیش اگه دنبال دوست دختر بودیم واسمون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نیازمند ماشین و خونه و شغل و …. می بودیم.اما با این روندی که داره پیش میره – و اینکه دخترای این دوره زمونه به جای اینکه دنبال یه دوست و همدم باشند انگار دنبال یه جنس اتیغه و لوکس هستند- من پیش بینی می کنم تا دوسال دیگه ازدواج خیلی با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه…..!
واقعاً من هنوزم نفهمیدم هدف از داشتن دوست پسر برای این دختر خانوم ها کلاس گذاشتن پیش بقیه رفقاشونه یا اینکه داشتن یه دوست خوب و همدم صمیمی؟!؟!؟!؟!
(البته آقا پسرا زیاد حال نکنند که من طرفشون رو گرفتم چون در بعضی از موارد عکس این قضیه هم صادقه!)

فقط همین.
|
مخملباف: دین میر حسین ، "دکان کسب" او نیست |
|
|
|
|
محسن مخملباف، کارگردان نام آشنای کشورمان که فیلمهایش هنوز هم خاطرات و افتخارات بسیاری را برای ما زنده میکند در یادداشتی حمایت خود را ازمیرحسین موسوی اعلام کرد و به روایت افکار و اندیشههای میرحسین موسوی پرداخت. |
- خاله
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد..
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه
برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز . خاله
ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه.
اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و
شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در
بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج
می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید .
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.
2- عمه
معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر
زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد .
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی
كه می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به
درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب
شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ
دیگه. از ذكر مثال معذوریم....
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك).
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور
است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم
می زنند .
مشاغل كاذب : Match-Making
چهره های معروف: عمه لیلا.
ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست. ( شما رو نمی دونم
ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام!)
داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است .
3- دایی
معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر
مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد .
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما
حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه
كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله
ام ریش داشت آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر
قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك
همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.
ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.
سعی كنید حتما حداقل یك دایی داشته باشید.
4- عمو
معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید
كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به
مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر
فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زیر شاخه ها: زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را
برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو : همبازی دوران كودكی كه اگر تا
هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده
اید .
مشاغل كاذب: بازی
- خاله
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد..
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه
برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز . خاله
ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه.
اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و
شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در
بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج
می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید .
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.
2- عمه
معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر
زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد .
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی
كه می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به
درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب
شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ
دیگه. از ذكر مثال معذوریم....
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك).
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور
است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم
می زنند .
مشاغل كاذب : Match-Making
چهره های معروف: عمه لیلا.
ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست. ( شما رو نمی دونم
ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام!)
داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است .
3- دایی
معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر
مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد .
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما
حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه
كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله
ام ریش داشت آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر
قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك
همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.
ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.
سعی كنید حتما حداقل یك دایی داشته باشید.
4- عمو
معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید
كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به
مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر
فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زیر شاخه ها: زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را
برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو : همبازی دوران كودكی كه اگر تا
هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده
اید .
مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی .
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ .
داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است .
در قصه های ایرانی-اسلامی .
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ .
داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است .
معنی نام کشور های جهان
ايران: سرزمين نجيب زادگان (آرياييان
)آذربايجان: آتورپاتکان (نگهدار آتش
)آرژانتين: سرزمين نقره
آفريقاي جنوبي: سرزمين بدون سرما (آفتابي
)آلباني: سرزمين کوهنشينان
آلمان: سرزمين همه مردان يا قوم ژرمن
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروايان محلي بود
اتريش: شاهنشاهي شرق
اتيوپي: سرزمين چهره سوختگان
ارمنستان: سرزمين فرزندان ارمن (نام نبيره ي نوح (ع
))ازبکستان: سرزمين خودسالارها
اسپانيا: سرزمين خرگوش کوهي
استراليا: سرزمين جنوبي
اسرائيل: جنگيده با خدا
افغانستان: سرزمين قوم افغان
السالوادور: رهايي بخش مقدس
امارات متحده عربي: شاهزاده نشين هاي يکپارچه عربي
انگليس: سرزمين قوم آنگل
ايالات متحده امريکا: از نام آمريگو وسپوچي دريانورد ايتاليايي
ايرلند: سرزمين قوم اير (شايد هم معني با آريا
)ايسلند: سرزمين يخ
برزيل: چوب قرمز
بريتانيا: سرزمين نقاشي شدگان
خبرگزاری آفتاب - لیلا باران چشمه : خطر قطع اینترنت ایران بوسیلهی آمریکا یک خطر جدی است و اگر آمریکا این کار را انجام دهد، در عرض یک روز مخابرات ایران دچار مشکلات جدی خواهد شد و کلیهی سیستمهای مخابراتی، سرویس
VOIP، سرویس تلفن همراه و سرویس اینترنتی دانشگاهها و مراکز آموزشی، اطلاعات فرودگاه از کار میافتد.
ببخشید تن تن اپ میکنم ولی بعضی وقتا یه چیزی میبینم دلم نمیاد نذارم!این دل بدمسب..!
بعضی وقتها آدم هر چقدر هم که لجباز باشه بزور مجبور میشه کاری رو که دوست نداره انجام بده. مثل رفتن به مدرسه...
خوب در همچین مواردی آدم دچار عقده های سر کوفته میشه و بالاخره این عقده هایک جایی خودشونو بروز میدن دیگه...
البته این اعمال شنیع عواقبی هم در پی دارند...
خوب ادب کردن بچه های بی ادب جزو واجبات است!
از اونجا که ما موجود تادیب پذیری بودیم تا چند سالی ادب شدیم که از تمامی دست اندر کاران این امر خطیر کمال تشکر را داریم.
اما با ورود به دبیرستان هر چه این اساتید محترم رشته بودند پنبه شد و نامه اعمال ما با یک سری موارد رنگین تر شد...
ـ تفریح سالم در کوچکترین فرصت حاصله
ـ تفریح با ناظمین زحمتکش مدرسه
ـ اظهار محبت و دوستی به بعضی از عابرین محترمی که شانس عبور از زیر پنجره کلاس ما رو داشتند!
خوب بعد از این همه ماجرا آدم باید یک فکری هم واسه شب امتحانش بکنه دیگه... نه؟
اما بعضی وقتها هر چقدر هم که زرنگ باشی تمهیداتت با شکست روبرو میشند و باید به فکر چاره افتاد... ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است...
خلاصه اینکه تادیب و تنبیه و تمهید روی بعضی از موجودات دو پا اثر نداره. خوب ما هم یکی از اوناییم
في الکمال المعذرت اولين مطلب الهذا الآپ کاملاْ عربيُ في الاحوالات الدانشگاه!
لا فراموش النظرات السازنده و دقيقتان !
في التوصيف الاپسار!(جمع الپسر)
هذا الموجود في البعض الاوقات يک مارمولکيه و في الاکثر الاوقات في البرابر
الاپسار(جمع الپسر) البوق البوق .
کار الاپسار سه تيغه الريش و الزدن الواسکازين و الروغن الترمز و بکله و الريمل
بالدماغ و العلافي في الدانشگاه براي
يتورونَ (تور کردن) الدخاتير (الواقعيت التلخ) .
الاستاد دشمن الخوني الاپسار بدليل النشستن هذا لموجود في الآخر الکلاس و
المزه پراني و الجفنگ بازي .
و اما توصيه المهم به اپسار الدانشگاه . في الدهان هذا المخلوق ، موجود جسميچ
باسم الزبان که يَتَخَرخَرونَ(خر مي کند) سيندرلا چه برسه به شما ، وليکن في
السينه البعضي موجود يک دل صاب مرده اما هذا المخلوق بمثابه الچوپان الدروغگو
و لا باور هيچ يک من الدخاتیرحرف هذا البيچاره و المفلوک .
اما ارجع (برمي گردم ) باصل المطلب . انا اقول في الاول المطلب که في الدانشگاه
کار بعض الاپسار تور الدخاتير که في الواقع هذه الموجود محتاج بالافسار ( باعث
شرمندگي ، روم به ديوار) و البته همان الاپساری که يَتَنَشنِشونَ (نشان مي دهند )
چراغ السبز هم همچنين .
موجود الثاني المورد العجيب في الدوراننا که باعث الشگفتي کثيرا کثير . هل (آيا)
الاپسار يحب اينکه شبيه بالدخاتير بشوند و يا بالعکس . دليل هذه الگفته که دماغ
بعض الاپسار عمليٌ و ابرو باعث البرش الدست و لب بثابه .........و الموي الدم
اسبي که واقعا في هذه المورد بايد گفت (هذه الاپسار )
خلاصه في الآخرين شماره الاتل متل في هذه الترم الحال گيريه الاپسار بود .
*۰*۰*۰**۰*۰*۰
اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم
خرده عقلي
سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم
پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تکليف
مي سپارم به شما
تا به يک نمره ناقابل بيست
که در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم
دانشم بيهوده است
استاد از من پرسيد:
چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم:
دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
که خروس مي کشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود
درس بي کرنش مي خوانديم
مره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت
همه غش مي کرديم
کلاس چقدر زيبا بود
و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز
مثل يک بازي بود
کم کمک دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش
و به دانشکده علوم سرايت کردم
رفتم از پله کامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در مي گشت
يک نمره قبولي مي خواست
من کسي را ديدم
از ديدن يک نمره ده
دم دانشگاه پشتک مي زد
شاعري ديدم
هنگام خطابه
به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريک را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود همه جا را ديدم
بارش اشک از نمره تک
جنگ آموزش با دانشجو
حذف يک درس به فرماندهي کامپيوتر
فتح يک ترم به دست ترميم
قتل يک لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم
من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يک نمره نا قابل ده خشنودم
من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بکنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب کسالت هستم
خوب مي دانم استاد
کي کوئيز مي گيرد
برگه حذف کجاست
سايت و رايانه آن مال من است
تريا، نقليه، دانشکده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد
همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد
همگي مشروطيم
و نپرسيم که در قيمه چرا گوشت نبود
کار ما نيست شناسايي مسئول غذا
کار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
کار ما شايد اينست که در مرکز پانچ
پي اصلاح خطا ها برويم
کارما شاید اینست بخندیم
بخندیم
بخندیم
و
بخندانیم
هر چه اینجا نگران آمده است
به یاد زنده یاد سهر
اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم
خرده عقلي
سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم
پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تکليف
مي سپارم به شما
تا به يک نمره ناقابل بيست
که در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم
دانشم بيهوده است
استاد از من پرسيد:
چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم:
دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
که خروس مي کشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود
درس بي کرنش مي خوانديم
مره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت
همه غش مي کرديم
کلاس چقدر زيبا بود
و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز
مثل يک بازي بود
کم کمک دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش
و به دانشکده علوم سرايت کردم
رفتم از پله کامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در مي گشت
يک نمره قبولي مي خواست
من کسي را ديدم
از ديدن يک نمره ده
دم دانشگاه پشتک مي زد
شاعري ديدم
هنگام خطابه
به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريک را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود همه جا را ديدم
بارش اشک از نمره تک
جنگ آموزش با دانشجو
حذف يک درس به فرماندهي کامپيوتر
فتح يک ترم به دست ترميم
قتل يک لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم
من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يک نمره نا قابل ده خشنودم
من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بکنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب کسالت هستم
خوب مي دانم استاد
کي کوئيز مي گيرد
برگه حذف کجاست
سايت و رايانه آن مال من است
تريا، نقليه، دانشکده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد
همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد
همگي مشروطيم
و نپرسيم که در قيمه چرا گوشت نبود
کار ما نيست شناسايي مسئول غذا
کار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
کار ما شايد اينست که در مرکز پانچ
پي اصلاح خطا ها برويم
کارما شاید اینست بخندیم
بخندیم
بخندیم
و
بخندانیم
هر چه اینجا نگران آمده است
به یاد زنده یاد سهراب سپهری
| چرا بعضی افراد چپ دست هستند؟ | |||
| |||
|
شاید افراد چپ دست این کار را درست انجام میدهند؟
افراد چپ دست تنها افرادی هستند که مغز درستی دارند! به راستی چرا بعضی افراد چپ دست هستند؟ بسیاری از صاحب نظران معتقدند که اگر کودک چپ دست باشد و تمایل داشته باشد که کارهایش را با دست چپ انجام دهد و اگر عملکرد او با دست چپ درست باشد، نباید بابت این مسئله نگران بود. متاسفانه قبلا تصور میشد که این نوعی اختلال است و یا باعث میشود که فرد در زندگی دچار لغزش شود. حتی نوشتن نام خدا را با دست چپ گناه میدانستند و کودکان را وادار میکردند که هر طور شده قلم در دست راست گیرند. دو تئوری در مباحثات وجود دارد که گویای این حقیقت است که چرا 4% از مردم چپ دست هستند. یک تئوری دررابطه با این حقیقت مربوط به نیمکرههای مختلف مغز است. نیمکره راست و چپ مغز که مسلما عملکرد متفاوتی دارند. پزشکان معتقدند که نیمکره چپ به نیمکره راست برتری و تسلط دارد. ریشه این اعتقاد این است که اعصابی که از مغز خارج میشوند به دو سمت متفاوت بدن میروند و اعصاب سایر بخشهای مغز متقابل و برابر هستند. نتیجه این مطلب این است که نیمکره چپ مغز عملکرد طرف راست بدن را کنترل نموده و برعکس. برتری نیمکره چپ مغز که عملکرد طرف راست بدن را اداره میکند به این دلیل است که چنین افراد راست دستی در خواندن، نوشتن، صحبت کردن و کارکردن ماهرتر هستند و افراد چپ دست کسانی هستند که به طبع طرف راست نیمکره مغزی آنها فعال تراست. تئوری دوم عدم تقارن طبیعی بدن را توجیه میکند. این عدم تقارن از سر تا انگشتان پا به صورت خفیف و ظریف وجود دارد. مثلا طرف راست صورت کمی متفاوت تر از طرف چپ صورت است. پاهای راست و چپ از نظر قدرت متفاوت هستند و حتی سایز پاها کمی فرق میکند. یکی از جنبههای این عدم تقارن این است که بیشتر افراد دست راست قوی تری دارند. بی تردید بسیاری از تجهیزات و اشیاء مثل دستگیره در، ملاقه، قیچی ، قفل، پیچ گوشتی، اتومبیل، دکمههای لباس ، وسایل موسیقی برای 96% مردم راست دست طراحی شده است. ولی افراد چپ دست این نابرابری را با تعلق داشتن به جامعه نخبگان جبران میکنند ، نخبگانی مثل لئونارد داوینچی و میکل آنژ. | |||
يه جاهاييش مشكل داشت برداشتم.ولي يه جاهاييو اگه برميداشتم كلش ميريخت بهم!
خودمونيما..اينجام داشت كپك ميزد!
امروز روز ۱۳ دي ۱۳۸۷ روز تولد بك مك گريگور كاربر فعال درن شان فنز ودوست بسيار خفنيزه و گل خودمونه!
الهه جونم تولد ۱۳ سالگيتو از طرف كلهم واحد خبري زيگ زاگ تبريك ميگم!

امروز اينجا هوا بارونيه..از ديشب تا حالا داره به شدت ميباره!بعد از كلي بي باروني و اين نشانه ي بركت ۱۳ دي هست!
و يه سوال الان پيش مياد:چه ربطي داشت؟

اه...نميدونم چرا جعبه ش خاليه!ولي تو كه ميدوني توش چي بوده!چون خودت بازش كردي!مجسمه ي كوچولوي درن جيگررررررر!
و بعد از اين همه حرف چرت و مسخره من اعتراف ميكنم بلد نيستم مث اوني كه برام نوشتي بنويسم!
فقط ميگم:الهه جان!اي دوست گل گلاب!اي كه اميدوارم اس ام اس تبريكم رسيده باشه برات!سيزدهمين سالگرد تولدتو از طرف اكيپمون تبريك ميگم۱!!
دس دس سوووووووووووووووووووووووووووت..!
1- نامهای در تضاد با جنسیت
تجزیه و تحلیل جنسیتی نامهای نامتعارف نشان میدهد كه 70درصد نامهایی كه متناسب با زنان است برای مردان و 30درصد نامهایی كه متعلق به مردان است برای زنان به كار گرفته شده است.
مصادیق نامها:
مهینرضا، زن، زاهدان
سینا، زن، آمل
پریتك، مرد، میناب
ولیبانو، مرد، تهران
پریا، مرد، زابل
یاسمینخان، مرد، میانه
2- نامهای جغرافیایی
ساختار برخی دیگر از نامهای نامتعارف نشان میدهد كه 70درصد از این نامها متعلق به مردان بوده و برگرفته از مكانهای جغرافیایی است.
مصادیق نامها:
آمریكا، زن، آبادان
اروپا، مرد، همدان
دریاقلی، مرد، شهركرد
بغداد، مرد، بندرعباس
بوشهر، مرد، ممسنی
اهواز، مرد، اهر
3- نامهای زمانی
در ساختار بسیاری از این نامها، نشانههایی از فصل، ماه، هفته، و روز دیده میشود. در این نمونه نیز باز هم مردها 82درصد این فراوانی را تشكیل میدهند.
مصادیق نامها:
امروز، مرد، میانه
تیرماه، مرد، سراب
روزعلی، مرد، شهركرد
اذان وقت، مرد، اردبیل
فوری، زن، تهران
شبچراغ، زن، ایذه
4- نامهای حیوانی
ساختار این نامها برگرفته یا تلفیقی از نامهای مركب یا مستقل حیوانات است. این نامها 80درصد متعلق به مردان و 20درصد متعلق به زنان است. تجزیه و تحلیل این اسامی نشان میدهد كه 61درصد اسامی پستانداران، 30درصد پرندگان، 51درصد خزندگان است.
مصادیق نامها:
پشه، مرد، سركان
تیلهگرگ، مرد، یاسوج
سیدگرگالله، مرد، ممسنی
ساس، مرد، شیراز
بزعلی، مرد، درگز
كلاغ، مرد، كهنوج
5- نامهای نباتی
اینگونه نامها از پسوند یا پیشوند نباتی گرفته شده است. در این بین سهم زنان بیشتر از موارد دیگر در حدود 40درصد است. تفكیك این نامها برای مشخص شدن جنسیت بسیار مشكل است.
مصادیق نامها:
انگور، مرد، ایرانشهر
تریاك، مرد، رامهرمز
زردآلو، مرد، خرمآباد
فلفل، مرد، ممسنی
گیلاس، زن، اردبیل
نخود، زن، میناب
6- نامهای وصفی
اینگونه نامها از صفات مختف گرفته شده است. نسبت اینگونه نامها در میان مردان بیشتر از زنان است.
مصادیق نامها:
روسپی، زن، مرودشت
قیمتی، زن، سنقر
سوخته، مرد، فارسان
فقیر، مرد، لنجان
فتنه، زن، سیرجان
قاچاق، مرد، الشتر
منبع : پی سی دانلود
فقط خواستن يه اپي كرده باشم!موضوع خاصيم پيدا نكردم!
چن تا عكس از فاينال فانتزي ميذارم كه اميدوارم خوشتون بياااااد..!










خوب..ببخشيد كه اينقدر چرت بود..ولي گفتم همين بهتر از كپكه!
باي!
پ ن:وايسا سارا جون...وايسا تا شنبه صبح...!![]()

شروع ترم
یک هفته بعد از شروع ترم
دو هفته بعد از شروع ترم
قبل از میان ترم
در طول امتحان میان ترم
بعد از امتحان میان ترم
قبل از امتحان پایان ترم
اطلاع از برنامه پایان ترم
7 روز قبل از پایان ترم
6 روز قبل از پایان ترم
5 روز قبل از پایان ترم
4 روز قبل از پایان ترم
2 روز قبل از پایان ترم
1 روز قبل از پایان ترم
شب قبل از امتحان
1 ساعت قبل از امتحان
در طول امتحان
هنگام خروج از سالن امتحان
بعد از امتحان
زيگ زاگ زيگ زاگ ميخونيم بادلي شاد!
اينم كادوي جشنت تولدت مبارك باد!
دلت شاد و لبت خوش
چو گل پرخنده باشي
بيا شمعاتو فوت كن تا صد سال زنده باشي!
* * * * * * *
متولد ابانه و رقيب نداره!
لنگه شو پيدا كردي جايزه بگير از الي و نسيم و پرپر!!!
* * * * * * *
خوب به قول اين جقله هاي ديوونه ايشالا صد سالگيتووووووووووووووووو ببينيم فاطيييييييييييييييييي جونم!!!
بزن او كف قشنگه روووووووووووووووووووووووووو!!!
بابا عجب بركتيه تولد اين فاطي!!!
تولد فاطي جون ما مصادف شد با شروع نمايشگاه عسل كتاب بين المللي در شيراز!!!
اصن ما چيكار اون جنبه ش داريم؟
برو بچس درن شان فنزي يادشون نره تو امضاشون بنويسن:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تولد فاطي گلمون مبارك!
اي فاطي!اين ريش سفيد كه به احترام ريش سفيد بزرگتريت در برابر تو...استغفرالله!!!چرا دارم دري وري ميگم؟جو گير شدم ديه!
به هر حال ديگه ميخوام جدي بگم تو اين مدتي كه باهم دوست بوديم خيلي دوست خوبي بودي و ما هم خيلي دوست داريم!اميدوارم هم تيز هوشان قبول شي هم نمونه خلاصه دانشگاه رفتنتو ببينيم!
كاش ميشد از تو مسنجرم هديه داد ولي با شرايط موجود فقط ميشه عكس كادورو تقديم كرد!همچنين كيك و بادكنك!
من همين جا از طف خودم پرپر و الهه و سارايي كه از صحنه روز گار حذف شدن تولدتو تبريك ميگم!!!
اميد وارم ساعت دو كه ميرسي خونه يه راس نشيني پاي نت بچه اول ناهارتو بخور چه عجليه؟؟؟!
روز تولد فاطمه:
مامان:فاطي جون بيا دختر گلم ناهارتو بخور!
فاطي:نميشه مامان گلم ميخوام برم نت!
مامان:نه عزيزم(كه به واسطه ي روز تولد حساسيتش به نت كم تر شده)اول بيا ناهار بخور جون بگيري!همون غذاي مورد علاقه تو مامان واسه دختر گلش اماده كرده!
فاطي:قربونت برم مامان گلم ولي نت از غذاي خوشمزه ت خوشمزه تره!
پايان!
خجالت بكش فاطي!ادم بامامانش اينجوري حرف ميزنه؟؟!حيف كه روز تولدته وگرنه...!
ازاين شوخياي بي مزه بگذريم عزيزم!من از صميم قلب(!)روز تولدتو تبريك ميگم!ايشالا شونصد ساله شي!!!
نسيم پرپر الهه و سارا!
اينم كيك!

اينم كادو!يا بهتر بگم عكس كادو!

قرررررررررررررررربونت عزيزم!اميدوارم از اين اپ خوشت اومده باشه!
فاطي فاطي فاطي فاطي فاطي....عدس و كلم قروقاطي !فاطي جون فاطي...!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد. مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست میکنند.هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد
وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین
اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را
به دست بیاورندتا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله
ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو،
بعله برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،ماه..زهر
، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.
آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.

شاعر در این باره میگوید:
سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست
سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست
هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای
عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند .
گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند. شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟شما
تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟
گاوها حیوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟
گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم شود؟ آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.
ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم. اقای طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که
از بعضی جاهای گاو در تهیه همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده میشود.
ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.

تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟ آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری
را بکند؟آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟و مثلا بگوید
از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.
تازه گاوها نیاز به ماشین ندارندتا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و
آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته
شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:
گمون کردی تو دستات یه اسیرم
دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم

دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:عاشقت هستم"!!سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ !!
دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟
گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند.
آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.رویشان را با سیلی رخ نگه نمیدارند.هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمیخورد.
هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند. هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد.
هیچ گاوی خیانت نمیکند. هیچ گاوی دل گاودیگر را نمیشکند.هیچ گاوی دروغ نمیگوید .هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که
از فرط پرخوری مجبور شود روی آن همه علف یک آفتابه عرق سگی بخورد و بعدش راه بیفتد توی کوچه خیابان در حالی که
گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.هیچ گاوی همجنس بازی نمیکند.
هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد .هیچ گاوی...
اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که انشایشان را بخوانند.
اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...
لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو..
ولی...هیچ گاوی نگفت:من گفت :ما...
اسپورت کردن پیکان :
- نصب برچسب روی شیشه با نام Clarion و Titanic وPioneer وغیره
- لاستیک دور سفید برجستون - گلدستون یا جوادستون
- نصب رینگ پره دار از نوع ارابه های گلادیاتورها 100٪ استیل
- نصب چراغ استوپ عقب یا نصب جمله " جون من یواش "
- نصب رکاب و دور در درها تمام استیل کوبی شده
- نصب برچسب پرچم کانادا یا انگلیس پشت صندوق عقب
- نصب پنجره جلو موتور تمام استیل همراه با نعل اسب نصب شده
- نصب 2 یا 3 عدد آینه برروی گلگیرها
- نصب برف پاکن مدل تیغ ماهی تمام استیل یا دو لبه استیل
- شیشه دودی سبز بدرنگ بهمراه قاب مخصوص آگهی ترحیم دوستان و آشنایان برای نصب روی شیشه عقب
- نصب آنتن فلزی (بسته به مناسبت های مختلف یا نصب پرچم یا عروسک )
- نوشتن عبارت Ping Floyd بجای عبارت Pink Floyd بر روی صندوق عقب
- نصب اگزوز ورشویی استیل نما
- زنجیر کوبی دور پلاک
- نصب Air Bag بر روی سپرها و گلگیرها برای محافظت جوانان در حین لایی کشی
تزیینات داخی
- نصب صندلی های کوتاه شده
- نصب کنسول تماما چوب ( مدل 48 ژنتیکی چوبی می باشند )
- نصب فرمان دور چوبی درون فلزی سوراخ دار
- نصب دستگیره لودر روی فرمان
- تودوزی چرم سفید با یک پوست گوسفند اضافه شده
- نصب دنده کوتاه شده دسته L شکل متمایل به سمت راننده
- نصب کارت تلفن ژاپن یا دوبی روی کنسول
- نصب پرچم کشورهای مختلف در سایزهای کوچک ترجیحا فلزی
- نصب دماسنج
- نصب آینه در پشت دنده معروف به آینه لاپایی
- نصب پدال گاز فلزی به شکل کف پا
- نصب آینه نیم متری بر روی آینه استاندارد
- نصب CD سوخته آویزان به همراه تسبیح شاه مقصود پلاستیکی
- نصب عکس 4*3 ابراهیم تاتلیس ویا محزون ویا سبیل جان
- نصب انواع چراغ ترمز و یا دنده عقب در زیر پای راننده
- نصب پنکه مخصوص راننده و حذف کمربند ایمنی
- نصب کپسول آتش نشانی روی ستون زیر پنکه بطوری که نتوان از آن استفاده کرد
- نصب فندک سیم تلفنی
- نصب سگ گردن لق
- نصب ظبط Artech فابریک با رقص نور زیر فرمان با تیوتر اضافه
- نوشتن جمله " آخر محبت مادر " روی داشبورد با زاویه 45درجه با افق
- نصب برچسب شیشه گرم کن عقب یا چیزس شبیه آن
- نصب بوق بنزی خفن کش یا بوق با صدای غاز - خروس - سگ یا زنگ
- نصب ساعت مچی 25ریالی بر روی کنسول
حالا یه سوپرایز:
خنده دار ترین جکی که تا بحال شنیده اید:
سر کلاس درس معلم پرسید:
هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و
گفت:
لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:
عشق؟دوباره یه نیشخند زدو گفت:
عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟معلم مکث کردو جواب داد:
خب نه ولی الان دارم از تو می پرسملنا گفت:
بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنیدو ادامه داد:
من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای عشنگی بود
sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو بهخاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باشدوستدار تو (ب.ش
)لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت:
خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بودمعلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:
آره دخترم می تونی بشینیلنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت:
پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگانلنا بلند شد و گفت:
چه کسی ؟ناظ
م جواب داد:
نمی دونم یه پسر جواندستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد
آره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن
...لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
خیلی جک بود...مگه نه؟
میسی!![]()
وقتي کامپيوتر را خاموش ميکنيد احساس پوچي ميکنيد. درست مثل اينکه عزيزي را از دست دادهايد.
2- ساعت ۴ صبح وقتي از خواب بيدار ميشويد که کمي آب بنوشيد اول e-mail هايتان را چک ميکنيد.
3- تصميم ميگيريد يکي دو سال بيشتر در دانشگاه بمانيد فقط بخاطر دسترسي رايگان به اينترنت.
4- وقتي ميخنديد سرتان را ۹۰ درجه به سمت راست خم ميکنيد.
5- تکاليف درسيتان را به فرمت html تبديل ميکنيد و آدرس آنرا به استادتان ميدهيد.
6- همه دوستانتان يک @ در اسمشان دارند.
7- تنها ارتباطتان با اهل منزل از طريق e-mail است.
8- همسرتان را اينگونه معرفي ميکنيد ayal kitchen.com
9- بين پرداخت نکردن قبض آب و هزينه اشتراک اينترنت برايتان آسانتر است که بيآبي را تحمل کنيد.
10- خوابهايتان را با فرمت html ميبينيد.
11- بر روي کنترل تلويزيون duble click ميکنيد.
12- وقتي با همسرتان دعوا ميکنيد آرزو ميکنيد کاش ميتوانستيد او را ignore کنيد.
و اگر اعتياد شما زياد باشد و بچهدار شويد بدون شک بچه شما از شما خواهد پرسيد که او را از کدام سايت down load کردهايد.
توجه کنيد: صد رحمت به سارس! اين نوع اعتياد از ايدز هم بدتره!؟

ببخشید اینقدر زوذ اپ کردم بیکاریه دیگه!!!
فیض ببزین!
بگذریم از اون...
اموزش باکلاس شدن:
*داشتن موبايل شيك و جديد خيلي مهم است
*براي موبايلتان چند جلد بخريد تا بتوانيد موبايلتان را به سادگي با لباستان هماهنگ كنيد
*مدل مو خيلي مهم است هرچه در اين زمينه هزينه كنيد باز هم كم است
*هر روز چند كلمه جديد از ديكشنري استخراج كنيد تا به هنگام نياز به كار بگيريد
?*اگر با كسي قرار ميگذاريد با نيم ساعت تاخير به سر قرار برويد وا ز خيابانهاي شلوغ گله كنيد
*مكالمات تلفني خود را به چند ثانيه خلاصه كنيد. خانومها بيشتر تمرين كنند
*در ميهماني چاي را با قند نخوريد بلكه با نوك قاشق كمي شكر ريخته و فقط دو بار به هم بزنيد
*و چاي را به يكباره نخوريد بلكه يك كم چاي بخوريد چند كلمه حرف بزنيد كمي چاي كمي حرف ..... و
*يوگا ورزش با كلاسي است حتما اين ورزش را ياد بگيريد
*هنگامي كه كرايه ميدهيد هيچ وقت پول خرد ندهيد حتي المقدور تراول يا بيست هزار ريالي بدهيد
*هر روز يك روزنامه به زبان انگليسي خريده و هر كجا ميرويد همراهتان ببريد
*به كلاسهاي آموزش موسيقي رفته و هميشه كيف گيتار به دوشتان بياندازيد
*هميشه چوب اسكي و چوب گلف را در ماشينتان داشته باشيد
*در رستوران يا در ميهماني نصف كباب تان را ميل نكرده و در بشقاب دست نخورده باقي بگذاريد
وقتتون بخیر آقای افشانی از نحوه ی همکاریتون با ترانه مادری بگید:
دو سه سالی بود که هر روز زنگ میزدم خونه ی آقای حمزه ای نا!!!...تا اینکه این اواخر مامانم رو فرستادم و ایشون تو رودربایستی منو واسه ترانه مادری انتخاب کرد.
چی شد که به بازیگری علاقه مند شدین؟
هیچی عسیسم جو گیر شدیم!!
شما طرفدار چه تیمی هستین؟
تیم فوتبال!!
درباره ی شخصیت پویا بگین:
یه جورایی جواده...باور کن!!
نظرتون راجع به اینکه در ابتدای فیلم که اون ساعته میاد عکس شما رو نگذاشتن چیه:
من اینجا به زعم قاطع میگم که فقط و فقط از حسادته!!
از خصوصیت های فردیتون بگید:
کم توقع و دشمن بلن پروازی!!
تا کجا میخواین بازیگری رو دنبال کنید؟
حداقلش اسکار!!!!!!!!!!
چرا سلام بهار رو تعطیل کردین؟
از دست این دخترایی که هر روز از طرف من وبلاگ میزنن
مگه چی میگفتن؟
آدرس خونه شون رو میدادن.قربون صدقه مون میرفتن و کلی حرفای دیگه...انگار حالا منو کیوان ازدواج کردنمون گرفته بود
سیاوش رو بیشتر دوس دارین یا کیوان رو؟
هیچ کدوم...
حرف آخر:
اینا لحظه های نوجوونیه...
سیاوش خیرابی
چی شد واسه ترانه مادری انتخاب شدین؟
تهیه کننده رو پیچوندم!!
الگوی شما در بازیگری کیست؟
پدرم...
چرا؟
چون آتلیه عکاسی داره!!
خب چه ربطی داش؟
بابام به من یاد داده از دوربین نترسم!!
به این میگن نصیحت نه الگو...حالا ولش کن از ترانه مادری بگو:
هر شب به جز جمعه ها ساعت 23 از شبکه3 پخش میشه!!
میگن شما شبیه حامد بهداد بازی میکنید:
حامد بهداد بیاد پشت سر من بوق بزنه!!!
هواداراتون واسه ی شما وبلاگ زدن ولی من موندم اون عکسا رو از کجا آوردن؟
بین خودمون باشه...نویسنده اون وبلاگ خودم هستم...!!!!
ای ناقلا...خب بگو ببینم دانشگاه چی خوندی؟
درس
حرف آخر:
میخوام تشکر کنم از همه معلم ها و پدر و مادرم و عباس آقا بقال سر کوچه و نونوای محل و زری خانومیناو...


گ.ف چرا تو؟
اي بهزاد اي فراهاني اين چه كاري بود كه دخترت كرد؟چرا فرستادي اش برود خارج فيلم بازي كند؟مگر ما در اين جا فيلم نداريم؟
سينما نداريم؟تازه يك عمو عزت داريم كه سالي 300تا تله فيلم ميسازد!اي گلشيفته ي فراهاني كه ماتورا ازاين به بعد گ. ف
صداميكنيم چون معلوم الحالي! چرا بي سروصدا رفتي در فيلم ريدلي اسكات بازي كردي؟فكر كردي چون راسل كرو دارد گلادياتور
است؟نميدانستي بايد فيلمنامه را قبل از خواندن ميفدستادي مسوولان بخوانند؟مگر سنتوري يادت رفته؟باان شوهر معتادت؟حالا خوب
شد ممنوع الخروج شدي.نكند فكر كرده اي تو همايون ارشادي هستي كه راحت بيايي و بروي؟!اي گيس بريده!گفته اي با كلاه گيس
بازي كرده ام؟اصلا سوال اين است كه چرا بازي كرده اي؟!
ان هم با تايتانيك!با دي كاپريو!ان اسكات كه فاميلش هم شبيه موشك است...هيچ بازيگري دم دستش نبود كه تو نقش افغاني بازي كني؟
ان نيكول كيدمن و انجلينا جولي مرخصي پزشكي بودند؟سوفيا لورن و اليزابت تيلور نبودند؟اي گ ف حالا شانس اورده اي به خاطر
تو اين دو تا فيلم روي پرده"ديوار" و "هميشه پاي يك زن در ميان است" را پايين نكشيده اند و ممنوع الكار نشدي!
برو يك نان خودت بخور صد تا به بقيه بده كه حسابي شانس اورده اي!!!
متني كه بالا خونديدو من توي يه مجله ديدم ازش خوشم اومد!!!(حال ميكني؟خودم كه حسابي از اين كه اينقدر به كپي رايت پايبندم
حال نمودم!)

اودران فيلم نقش چنين موجودي را ايفا كرده است!
با ارزوي موفقيت و بهروزي براي شما و امثال شما!!!