تبليغاتX
زیگ زاگ

زیگ زاگ
آخه باز دوباره من نبودمو شیطونی کردی...مامانینا رو پیچوندی ...خونه رو مهمونی کردی؟؟؟..(!)
(جالبه وسطاش جالبتر هم می شه)

 

قبل از اصل قضیه بگویم که به لطف قانون کپی رایت ما می توانیم هر DVD روز را به قیمت 0.5 یورو ! در مملکتمان تماشا کنیم و لذتش را ببریم و حتا وقتی کیفیت 9 نباشد و یا اصطلاحن پرده ای_ خوب باشد بر سر حسن DVD و اکبر FILM غر بزنیم و از هدر رفتن وقتمان گله کنیم و جنسش را پس بدهیم و سر بساطش بکوبیم . خب ! اصلن چه اشکالی دارد ؟ این همه صف بنزین می ایستیم و اجاره خانه ی بالا هم می دهیم . بگذار اقلن فیلممان نیم یورو باشد !
حالا ! تا حالا شده است که وقتی دراز کش و یک لنگ بر فرش_ زمین و یک لنگ بر عرش_ مبل دارید آب میوه تان را می خورید و پفیلا تان را بالا می اندازید و با شکلاتتان حال می کنید و زیر باد کولر ، فیلم و سریال روز با زیرنویس فارسی میبینید ، مشکلی حواستان را پرت کند ؟ هان !؟ نه ! منظورم همسر محترمتان نیست که کلی سوال نپرسیده در آن لحظه به ذهنش خطور می کند و نه اصلن منظورم دوست دختر SMS بازتان هم نیست که دارد آمار شما را در می آورد که با کیستید الان ! این ها که مشکل نیستند ! این ها واقعیات زندگی اند ! آها ! چون شما تیتر مطلب را خوانده اید خیلی خوب حدس زدید . منظورم همین زیرنویس های فارسی زیر فیلم هاست . مثلن دارید فیلم Alpha Dog می بینید و نوجوانی کف آمریکا گم شده است . خانواده در به در دنبالش می گردند . یکی از پدر بچه می پرسد که همه جا را خوب گشته اید ؟ پدر بچه می گوید بله ! همه ی بیمارستان ها و بهشت زهرا ! را هم گشته ایم . یا تصور کنید که دارید Horse De Prix می بینید که متصدی هتل به اتاقتان زنگ می زند و می گوید ببخشین ! آب پرتقالتان سن ایچ باشد یا پاکبان یا ساندیس ! یا تصور کنید که دارید Prison Break میبینید که شما یک زندانی باشید که دایم فکر فرار هستید و آن وقت رییس زندان صدایتان کند و بگوید راست_ حسینی بگو چه فکری توی سر داری و یا دور از جان ! توی همین سریال دو تا یانکی اراذل باشید و موقع خداحافظی به هم بگویید دست حق به همراه و آن یکی جوابتان بدهد که خدا پشت و پناهت . یک خورده هم که بخواهیم قضیه را اگزجره کنیم فردا میبینی که نوشته های پشت اتوبوس نیویورکی ها را هم زیرنویس کردند که دریای غم در کاراییب ساحل ندارد و سلطان غم مامی ! و آنا یوردوم کانزاس !
خب ! یک طرف قضیه با مزه بودن این قضیه است و اینکه طرف معادل سازی کرده است تا به سهم خودش مانع حضور فرهنگ بیگانه شود و اصلن اینکه مگر ما بر کسی که زیرنویس می کند ، حقی داریم ؟ مگر دستمزدش را داده ایم ؟ اصلن این شخص کیست ؟ هویت حقیقی دارد و یا حقوقی ؟ چه چیزی گیرش آمده است ؟ و اصلن به ما چه که اول فیلم گروه شهرام و آزیتا و مونا فیلم را به ما تقدیم می کنند و آخر فیلم شهلا و همکاران از ما تشکر می کنند که فیلم را دیده ایم و وسط فیلم هم اصغر DVD آدرس بلاگش را زیرنویس و تبلیغ می کند ؟
طرف دیگر قضیه هم با خودتان ! اصلن بروید زبانتان و جیبتان را تقویت کنید و Orijinal بخرید و بنشینید و بخوابید و ببینید و حالش را ببرید . به هر حال اینجا تهران است . پایتخت ایران .

 

به نقل از سایت:چریکه ی آراز


لينك | نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 17:22 توسط ₤p@Яpæ® ©♀Ø |
موضوع انشا:فایده گاو بودن
موضوع انشا:فایده گاو بودن

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.

 

اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.

البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.

هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.

بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد. مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست میکنند.هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد

وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .

نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین

 اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را

به دست بیاورندتا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله

 ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو،

بعله  برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،ماه..زهر

، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.

آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.

 

 

 


شاعر در این باره میگوید:

سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست

سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست

هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای

عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند .

گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند. شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟شما

 تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟

گاوها حیوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟

گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم  شود؟ آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.

ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم. اقای طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که

 از بعضی جاهای گاو در تهیه همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده میشود.

ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.

 

 

 

 

تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟ آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری

 را بکند؟آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟و مثلا بگوید

 از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.

تازه گاوها نیاز به ماشین ندارندتا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و

 آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته

 شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:

گمون کردی تو دستات یه اسیرم

دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم

 

 

 

 

 

 

 

دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:عاشقت هستم"!!سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ !!

 دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟

گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند.

آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.رویشان را با سیلی رخ نگه نمیدارند.هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمیخورد.

هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند. هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد.

هیچ گاوی خیانت نمیکند. هیچ گاوی دل گاودیگر را نمیشکند.هیچ گاوی دروغ نمیگوید .هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که

 از فرط پرخوری مجبور شود روی آن همه علف یک آفتابه عرق سگی بخورد و بعدش راه بیفتد توی کوچه خیابان در حالی که

 گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.هیچ گاوی همجنس بازی نمیکند.

هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد  .هیچ گاوی...

اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که انشایشان را بخوانند.

اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...

لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو..

ولی...هیچ گاوی نگفت:من گفت :ما...


لينك | نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 16:40 توسط نسیم|
بازم رپ با پیاز داغ اضافه...!نازنین و خواهر آرمین و...

یه سری خبر که عمرا شنیده باشین........!

خوب منم که مث همیشه براتون سورپرایز از رپرا دارم...!

اولندش که هرکی عکس 13 سالگی آرمین رو می خواد برام آف بزاره تا سند کنم! اینجا خواستم بزارم اما ترجیح می دم نزارم...بنا بر دلایلی...!

 نازنین که رضایا آهنگ نازگل رو  براش خونده  همراه رضایا

 

 

 

این عکس به خاطر اشتباه کامی لوک لو رفته...

بعدشم نازنین خانم 18 سالشه... مامان باباش پولدارن و از بچگی تو نروژ زندگی می کرده و الانم اونجاست و دختر خاله ی اردلان طعمه است! تو یه مهمونی که کراوات رضایا رو بسته و رضایا عاشقش شده...

   اقای رضایا (!) هم پریده دبی ...اگه کلیپ کراواتو دیده باشین اسپانسرش آقای امیر شجاعی که عکسشو  می بینین ....

 

 

 

 

صاحب اون فروشگاهه است که توش بازی می کنن و ایشون یه دخمل داره که البته نمی دونم اونیه که آخر کراوات در می زنه یا نه...به هر حال دخترش عاشق رضایا شده واسه همین رضایا رفته دبی(چش نازنین دور) و طبق گفته ی آشناهاش دختره به رضایا پول و ماشین و خونه و...داده.(خدا شانس بده) البته نمی دونم رضایا قبول کرده یا نه...!  

توضیح:اون آقا سبز پوشه که ما فک می کردیم میلاد دلتاست...میلاد دلتا نبوده  و از اعضای گروه تو ای اف ام هستش و اسمشم مهرداده !که (M) تو ای اف ام رو به خاطر اسم اون گذاشتن اینم عکساش:

 مهرداد تو ای اف ام      

  

 در ضمن ارمین هم دیگه تو شهرک امید تهران پارس زندگی نمی کنه

 اینم عکس تهی با داف!!!!!! عکس کاملشو نذاشتم اگه خواستین پی ام بدین تا میل کنم آخه اینجا دیر میاره...

 

 

 

  

عکس خواهر آرمین که اسمشم ساراست و داره تو دانشگاه ازاد تهران مرکز کامپیوتر می خونه...اگه 2 تا دیگه از عکساشو خواستین پی ام بدین

      

 

 

  

بهرام رادان کنار بکس رپر...

 عکس بزرگشو از اینجا بگیرین:رپفا

 

    


لينك | نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 16:14 توسط ₤p@Яpæ® ©♀Ø |
بیق می‌زنیم!!!

یک عدد خبر تایپ شده از روی مجله:

ازدواج خرچنگ‌ها در تایلند

همه‌چیز را شنیده بودیم اما این یکی را دیگر نشنیده بودیم. مراسم ازدواج خرچنگ‌ها در تایلند برگذار شد. شبکه‌ی ام‌کات در گزارش خود آورده است: ٱستان‌دار ساموت و جمعی از مسئولان محلی و مردم در مراسم ازدواجی که مطابق با آداب و رسوم و برخی از تایلند‌ی‌ها برگذار شد، شرکت کردند. البته مراسم ازدواج خرچنگ‌ها...

پس از برگذاریِ این مراسم، ٱستان‌دار به همراه مهمانان، تازه عروس و داماد را در کانالی نزدیک به معبد کلونگ‌دن و شماری خرچنگ به وزن حدود یک تن را در مناطق حفاظت‌شده رها کردند. راستی مهریه‌ی عروس خانم «۱۹۰۰ بات» (واحد پول خرد تایلند) تعیین شده بود.

دوره‌ی آخر زمان همینه دیگه. مردم عروسی داداششون نمی‌رن به جاش بلند می‌شن می‌رن عروسی ِ خرچنگ‌های محل. :D

چند تا عکس با حال می‌ذاریم وبلاگ از خشکی در بیاد:

 

مــــــــــــــستر بین:

بستنی میل دارید؟

گوگولی عزیزم. این خیلی خوشکله:

آینده‌ی ما. :D

بیچاره‌ها:


واضح‌نوشت: جدیدا من یه مشکلی پیدا کردم. یعنی جدید که نه. یه مشکل خیلی قدیمیه. این شماره‌ای که باهاش به نت وصل می‌شم نمی‌دونم چه مرگشه همش این‌طوری می‌شه:

Error 676: the phone line is busy

مطمئناً همتون تا حالا هزار بار با این ارور مزخرف روبرو شدید و نیازی نیست که بیش‌تر توضیح بدم. من این روزا زیاد با این اروره روبرو می‌شم. مثلا به نت وصلم یه دفعه دی سی می‌شم و بعدش هم نمی‌تونم بیام نت. چون این ارورو می‌ده. دیگه شرمنده اگه وسط چت یه‌دفعه آف می‌شم. تقصیر من نیست.

کپی‌رایت نوشت: خدا این شازده رو بیامرزه. چه چیز باحالی درست کرد. (البته منشاش سالواتوره‌س. :D)

اعصاب نوشت: این آپ اعصابمو خورد کرد. صد بار اومدم ارسالش کنم، صد بار خارج شدم. (با ارور بالا)

آپ‌نوشت: وبلاگم هم آپه. :D

الکی نوشت: رو هر عکس چند ثانیه موس رو نگه دارید تا نوشتشو ببینید.



لينك | نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:34 توسط الهه|
سير تكاملي اقايون!!!
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم


لينك | نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 15:4 توسط نسیم|
فاطمه همچنان پاسخ‌گوی سوال‌های درپیت شماست!
پرپر پرسیده: چرا ما اینقدر بیکاریم؟!
دوست عزیز! من از کجا بدونم؟! درواقع تحقیقات دانشگاه تهران شهر آکسفورد نشان داده که افرادی که بیکارند در اینترنت ول می‌چرخند. این دانشگاه هم‌چنان مشغول تحقیق روی علل و علایم بیکاری انسان‌هاست!

نسیم می خواست بپرسه: "چرا الهه اینقدر مشکوک می‌زنه؟!" ولی وقت نشد یا اصلا تصمیمش عوض شد! به هر حال من فکرشو خوندم!
جواب: باو این الهه خیلی مشکوک می‌زنه! همین امروز بدون خداحافظی از اندرون مسنجر غیبش زد! نفهمیدم کجا رفت! ولی دلیلش رو باید از خودش پرسید! از اونجا که الهه خیلی خودشو می‌گیره و هی میره سمت ایفای نقش و داستان نویسی، دیگه دوستاش رو از یادش میره! ای مشکوک! (شوخی کردم الهه، ناراحت که نشدی؟ ناراحت شدی؟ چه بهتر!)

الهه پرسیده: ...
یادم نمیاد چی پرسید ولی جوابش اینه: ای مشکوک!

چند نکته:
 - اگر کسی از شما پرسید: "چطوری؟" جواب بدهید: "خوبم!"
- اگر کسی پرسید: "چه خبر؟" بگید: "سلامتی!"
- اگر کسی از شما پرسید: "چیطوری؟!" جوابش اینه: "خوفم!"

سرتونو درد نیارم، بای!
لينك | نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 16:0 توسط فاطمه|