تبليغاتX
زیگ زاگ

زیگ زاگ
آخه باز دوباره من نبودمو شیطونی کردی...مامانینا رو پیچوندی ...خونه رو مهمونی کردی؟؟؟..(!)
چن تا عکس جدید ماله تابستون امساله تو دبی

 

جمعشون جمه گلشون کمه....۲ای اف ام

 

ایول...این سر فیلمبرداری کراوات بیده..عکسا باحال شده...همین یدونه بسته...شاید بعدا بقیشو گذاشتم...

D:

D:


لينك | نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 13:8 توسط ₤p@Яpæ® ©♀Ø |
رپپپپپپپپپپپپ

سیلامممم

نسیم قوی رقابت را کش رفته از ماها

هی تن تن آپ می کنه...برات دارم ای مشکوک...ولی بازم می گم همتون مشکوکین غیر من...نمی دونستم شیرازم این قد مشکوک داره...صد رحمت به تهرون

اینم رپ: اررنج منت:احسان کار آموز

فاتح فریاد گمراه رضایا ...بیا بیا

می خوام بیام ببینمت...نگو سرت شلوغه این روزا مشکوک می زنی ..حرفات همش دروغه....

آخه واسه تو چی کم گذاشتم...من که همیشه هواتو داشتم...

.

.

.

.

.

بدی این آهنگ اینه که 2@fm فقط اولش معرفی می کنه ...نمی خونه.....:D

...

اه...اه...این دخترای رپخون چقد مذخرف می خونن مخصوصا این دختره کیانا:

حرارت داره عشق وقتی کنار منی تو

نذار تنهام بشم و چشام بباره نری تو

تا به عشق تو بشم  من دوباره تشنه

آخه دلمو باختم تو قمار عشقت

می خوام اینو بدونی که میمیرم واسه ی تو

بدون که هیشکی رو نمی خوام اندازه ی تو

یادته رفتی پشت تو بستم درو

ولی حالا می گم از تنهایی خستم نرو

این صدای قلب منه می شنوی

معنیش اینه دوست دارم بیش از این

می دونم می خوای تو هم باشی کنار من

توی هر چهار تا فصل و...........هزار تا زر دیگه

بچه ها اینو slow کنین و گوش  کنین آخر خنده است.....:D

ولی رضایا خیلی قشنگ می خونه تو این آهنگ ...واقعا محشره...گوش کنین....

حاضرم واسه ی بودن با تو از دست بدم همه خاطراتو.....

.

.

.

.

.

.

اینم یه مصاحبه ی بیخود یا باخود از حسین تهی

تاریخ مصاحبه رو هم نمی دونم فقط کپی پیست کردم همتون (نسیم جاسمین (من عادت به فاطمه ندارم) الی جون )از مجله مطلب کش می رین ماله من با کلاس تره از نت کپی می کنم...بچه ها بیایین یه انجمن حمایت از کپی رایت بزنیم...به جانه خودم خیلی ها حمایتش می کنن ...مث خودمون....:D البت بکس عزیز توجه کنن که نمی دونم واقعیه یا تخیلی اما ...خوب همینه که هست...یه ذره هم مصاحبش لوسه ...:D

 

 مصاحبه با تهي تو يكي از بعد از ظهرايه ابري در ماشين 206رفيقش.با تيشرته سبز رنگ و شلوار ليه هميشگيش تو خيابونايه شمرونننن(بالاشهر):D

 

 

 

1.حسين جان خودتو معرفي كن؟

تهي: من حسين بچه تهران متولد 1366 ملقب به تهي .TOHI

پرپر:آخرش نفهمیدم تهی 66 به دنیا اومده یا 64

 

2.چرا اسمتو تهي انتخاب كردي؟

تهي:چون تهي به معناي خالي بودن از هر گونه نفرت و تنش و كينيه.

پرپر:خداییش به ذهن من نرسیده بود :D

 

3.آها من فكر كردم تهي به خالي بودن مغزته و خالي بندياته.

 بگذريم چي شد رپر شدي ؟

تهي:با چنتا ازبروبكس كه رپر بودن آشنا شدم ديدم اگه رپر نشم استعدادم پنهان ميمونه.

پرپر:راس می گه مث من که استعدادشو داشتم ولی هدر رفت...:D

 

4.بچه ها ميگن از روزي كه رپ 2پاك (tupac) رو شنيدي به سمت رپ اومدي؟

تهي:اونم نقش بزرگي تو زندگيم داشت.

پرپر:پس بریم توپاک گوش کنیم...امینم هم باحاله!

 

5. بااينكه تهي از استعداد رپ هستي ولي طرفداراي زيادي پيدا كردي.نظرت چيه؟

تهي:استعدادم از تو كه بهتره امابايد به خاطر چهره نورانيم باشه.

پرپر:واسه تیپ خفنشه که انقد طرفدار داره!البته سوادشم مهمه هر چی باشه مهندس کامپیوتر ه!

 

6.بهترين دوستت كيه؟

تهي:منظورت بين دخترايه يا پسرا؟ :D

 .(پرپر:اگه دختر بود که الان خودمون تهی رو فیلتر می کردیم)

 

7.نه پسرا

تهي:با تتلو (tataloo)  بيشتراز همه رفيقم.

پرپر:خیلی نامرده رفت اون ابلیسه تهنا گذاشت حالا چسبیده به تتلو...ولی انصافا صدای تتلو خیلی خفنه!

 

8.راسته ميگن اين ترانه (تو چشم من بخون) تتلو مخصوص تو بوده و براي تو خوانده .

تهي:(با تعجب) نه چرا ؟

پرپر:خوب هر چی باشه تهی رئیسه تتلو هستش :D

 

9. (باخنده) چون گوسفندارو مي دزديدي موقع چرا. نه حالا بي شوخي چون تو كليپ تصويري هم بدون هيچ ديالوگي به صورت كالا استفاده شدي براي جلب مشتري.آخه تو 100 جايه ترانه اسم تورو مياره مثله:       

 

               تهي اينو بدون  ميميره امير بي تو

 (  تهي    اينو بدونو تو چش من بخون   عشقو تو چشم من بخون و كنارم بمون)

تهي: نه آخه تشخيصش سخته ولي تشابه اسميه.(با خجالت).

 

10.تو عكسات چرا چشاتو خمارمي كني؟

تهي:كي من (با تعجب) كي گفته؟

پرپر:اینو قبول ندارم...

 

11. (باخنده)مرد سيبيل كلفته. نه جدا بيا من 90% عكساتونشون ميدم كه چشات يا شهلايه يا مثل عين الله باقرزادهيه(قصه هاي صمد)

تهي: كو عكسارو نشون بده؟؟

پرپر:ببینین مردمو چجوری خراب می کنن...

12. ( در حال نشان دادن عكسها به تهي هستم)

 

تهي: (در اين لحظه چون سوتي داده ) مي زنه زيره خنده. خوب اين يه ترفند تريپه ( تريپ ديگه عنده فشن) اصلا به تو چه تو هم مي توني چشاتو مثل من قشنگ كن.

پرپر:راس می گه...می تونی چشاتو خفن (!) کن!

 

11.رابطت با تتلو چقدره؟

تهي: يه دوستيه جاست فرندي.

پرپر:در حدی که اسم گروهشون باشه:من واون

 

12.چرا اومدي تو رپ 021 تو رپ 051 نموندي؟

تهي: چون ابليس زياد گردن كلفت بود به من زور مي گفت ولي حالا من به تتلو زور مي گم.

پرپر:من که از ابلیس خوشم نمی آد اما خیلی تو پیشرفت رپ تاثیر داشت..

 

13:ها ديدي؟ لو رفتي.

چرا يه دست لباس نداري؟

تهي: آخه رپ ما زير زمينيه پول ازش در نمي ياريم كه هر روز هر روز لباسامو up كنم.

 

 

اتمام مصاحبه......


لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 19:11 توسط ₤p@Яpæ® ©♀Ø |
یک عدد آپ آموزنده- اثر بیکاری من!
چرا دندانمان درد می گیرد؟!

 این واقعا یه سوال خیلی مبهمه که هر بیکاری اینو از خودش می پرسه! ما دندونمون درد می گیره چون دلش می خواد! خب بالاخره خسته میشه از این زندگی یکنواخت که همش چیز میز بجوه و روش مسواک بکشن! بنابراین بعضی وقتا برای تفریح درد می گیره! برای اطلاعات بیشتر به نزدیک ترین دندان پزشکی محلتان نزدیک نشوید!

 چرا بارون می باره؟!

این هم سوال مبهمیه که تا حالا خیلی از زمین و هوا شناسان بیکار از خودشون پرسیدن. بارون عشقش می کشه که بباره. به من و تو چه ربطی داره؟! برای اطلاعات بیشتر اگه دوستی دارید که زمین شناسه، دیگه باهاش رفت و آمد نکنید!

چرا بعضی قرصا یه خط وسطشون دارن؟!

این دیگه خیلی سوال مبهمیه ولی من جوابشو می دونم! بعضی قرصا یه خط وسطشون دارن که اگه تو گلو گیر کرد با پیچ گوشتی بفرستی بره پایین!

 چرا من از این آپای بیخود می کنم؟!

این سوال، مهم ترین و مبهم ترین سوال این آپه! من آپ های بیخود می کنم، به هشت دلیل! چون:
1- بیکارم!
2- الهه و نسیم و پری و زری و صغری و کبری و کلا اهل محل به من مشکوکن!
3- چیز دیگه ای ندارم که آپ کنم!
4- به نظرم خوبه این مطالب آموزنده رو بدونین!
 5- به جز من و الهه و نسیم و و زری و صغری و کبری و کلا اهل محل کس دیگه ای نمیاد به وبلاگمون!
6- مورد شیشم نداریم!
 7- عشقم می کشه الکی آپ کنم!
 8- چه خبرته بچه؟ برو خونتون دیه!

(این آپ هیچ قصد توهینی به دندان پزشکان و زمین شناسان عزیز ندارد!)
لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 12:46 توسط فاطمه|
اسپورت کردن پیکان!!!!!!!!!!!

اسپورت کردن پیکان :

- نصب برچسب روی شیشه با نام Clarion و Titanic وPioneer وغیره

- لاستیک دور سفید برجستون - گلدستون یا جوادستون

- نصب رینگ پره دار از نوع ارابه های گلادیاتورها 100٪ استیل

- نصب چراغ استوپ عقب یا نصب جمله " جون من یواش "

- نصب رکاب و دور در درها تمام استیل کوبی شده

- نصب برچسب پرچم کانادا یا انگلیس پشت صندوق عقب

- نصب پنجره جلو موتور تمام استیل همراه با نعل اسب نصب شده

- نصب 2 یا 3 عدد آینه برروی گلگیرها

- نصب برف پاکن مدل تیغ ماهی تمام استیل یا دو لبه استیل

- شیشه دودی سبز بدرنگ بهمراه قاب مخصوص آگهی ترحیم دوستان و آشنایان برای نصب روی شیشه عقب

- نصب آنتن فلزی (بسته به مناسبت های مختلف یا نصب پرچم یا عروسک )

- نوشتن عبارت Ping Floyd بجای عبارت Pink Floyd بر روی صندوق عقب

- نصب اگزوز ورشویی استیل نما

- زنجیر کوبی دور پلاک

- نصب Air Bag بر روی سپرها و گلگیرها برای محافظت جوانان در حین لایی کشی

 

تزیینات داخی

- نصب صندلی های کوتاه شده

- نصب کنسول تماما چوب ( مدل 48 ژنتیکی چوبی می باشند )

- نصب فرمان دور چوبی درون فلزی سوراخ دار

- نصب دستگیره لودر روی فرمان

- تودوزی چرم سفید با یک پوست گوسفند اضافه شده

- نصب دنده کوتاه شده دسته L شکل متمایل به سمت راننده

- نصب کارت تلفن ژاپن یا دوبی روی کنسول

- نصب پرچم کشورهای مختلف در سایزهای کوچک ترجیحا فلزی

- نصب دماسنج

- نصب آینه در پشت دنده معروف به آینه لاپایی

- نصب پدال گاز فلزی به شکل کف پا

- نصب آینه نیم متری بر روی آینه استاندارد

- نصب CD سوخته آویزان به همراه تسبیح شاه مقصود پلاستیکی

- نصب عکس 4*3 ابراهیم تاتلیس ویا محزون ویا سبیل جان

- نصب انواع چراغ ترمز و یا دنده عقب در زیر پای راننده

- نصب پنکه مخصوص راننده و حذف کمربند ایمنی

- نصب کپسول آتش نشانی روی ستون زیر پنکه بطوری که نتوان از آن استفاده کرد

- نصب فندک سیم تلفنی

- نصب سگ گردن لق

- نصب ظبط Artech فابریک با رقص نور زیر فرمان با تیوتر اضافه

- نوشتن جمله " آخر محبت مادر " روی داشبورد با زاویه 45درجه با افق

- نصب برچسب شیشه گرم کن عقب یا چیزس شبیه آن

- نصب بوق بنزی خفن کش یا بوق با صدای غاز - خروس - سگ یا زنگ

- نصب ساعت مچی 25ریالی بر روی کنسول

 


لينك | نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 12:36 توسط نسیم|
مصاحبه ی اختصاصی فاطمه با هری پاتر!!!
- سلام آقای هری قاطر!
- سلام... بله؟!
- هوممم... چیزه... منظورم هری پاتر بود!
- پس چرا گفتی قاطر؟
- احتمالا شباهتی بین شما و قاطر هست!
- آقا من مصاحبه نمی کنم!
- به جهنم!
بعد از دو دقیقه سکوت:
- خب باشه مصاحبه می کنم!
- خوبه! به عنوان اولین سوال: نظر شما راجع به جن خاکی چیه؟
- (با گریه) منو به یاد دوران خوشم در خونه ی ویزلی ها می ندازه! اوهو اوهو!
- کوفت!
- چیزی گفتید؟
- هوم؟ گفتم آخی! خب سوال بعدی. چی شد که شما شدید شخصیت کتاب رولینگ؟
- یه روز رولینگ اومد سراغم گفت بیا من با تو مصاحبه می کنم داستانتو می نویسم.
- شما مدرسه که می رفتید زیاد تقلب می کردید؟!
- چرا اینو می پرسی؟
- خب آخه کل داستان هری پاتر تقلبه خب!
- هست که هست! دلتم بخواد!
- بله و اینا! اون وقت شما تا حالا به وبلاگ من و الهه سر زدید؟
- کدوم وبلاگ؟ الهه کیه؟
- الهه دوست مشکوک منه! وبلاگمونم آنتی رولینگه دیه!
- من سر نزدم ولی رولینگ چند بار سر زده!
- خب از اول می گفتی! برو گمشو! میرم دنبال رولینگ!
بعد از کلی تلاش رولینگ رو پیدا می کنم!
- سلام! ببین یارو من خیلی وقت ندارم.
- (با عشوه!) چرا آن وقت؟!
- چون آپ داره تموم میشه!
- خب صرفه جویی بنما تموم نشه!
- فقط یه سوال ازت دارم. نظرت درباره ی آنتی رولینگ چیه؟
- آنتی رولینگ چیه؟!
- وبلاگ من و الهه!
- تو کی هستی؟ الهه کیست؟!
- من که منم. الهه هم الهه مشکوکه ست! نظرتو راجع به وب بگو کار دارم.
- وب آشغالیه! چند بار تا به حال سعی کرده ام هکش بنمایم! ولی هی نشده است! چون الهه پسورد مدیریت رو که تو بهش داده بوده ای یادش رفته است!
- بله؟ یعنی الهه می خواست پسورد مدیریت رو بده به تو که وبلاگو حذف کنی؟
- اوهوم!
- بعد تو به حذف کردن میگی هک؟!
- اوهوم!
- برو گمشو!

الهه من حساب تو رو می رسم! حالا می بینی! آقا ببخشید بی مزه شد! این شکلکا هم نبودن!
لينك | نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 21:34 توسط فاطمه|
تاريخچه ي تقلب و .........!
مي گويند: «تقلب مفهومي‌است بس اساسي»


تاريخچه‌ تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لشش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانه‌ کودکان بد بخت مکتب بود. ليک حسن از روي تنبلي، چشمان چپش را بر روي ورقه‌ همزاد انداخت تا نکته اي بس ارزشمند از ورقه‌ فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روش‌هاي فوق العاده ابتدايي صورت گرفت
بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن خودشو رو تکون داد و به بالاي ورقه‌ همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود
زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلب‌هاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را مي‌شود نام برد.


حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان مي‌رسانيم:


روش هاي نوشتاري:

نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش

نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي

نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه

نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخ‌هاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچه‌ي آئورت


روش هاي با کلاسي:

استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي

استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس ،تلفن همراه


روش هاي جوادي:

اغفال نمودن يک فقره بچه خرخون

خم کردن سر به روي ورقه‌ طرف به صورت تابلو


روش بويايي:

خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب، جرات نزديک شدن به شما را نکند


روش شيميايي:

بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد و بعد با خيال راحت دست به کار شويد



شما تا حالا از كدوم روش استفاده كردين ؟

 

حالا یه سوپرایز:

خنده دار ترین جکی که تا بحال شنیده اید:

 

 

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و

گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟

معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم

لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید

و ادامه داد:من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای عشنگی بود sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو بهخاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش

دوستدار تو (ب.ش)

لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود

معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینی

لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان

لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟

ناظ

م جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان

دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد

آره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن...

لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

 

خیلی جک بود...مگه نه؟

میسی!


لينك | نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 14:15 توسط نسیم|
چند تا جک و بیوگرافی پرپر :D

* زن به محض ورود شوهرش، به طرف او رفت و گفت: عزیزم، نمی‌دونی برای جشن تولدت چه چیز جالبی خریدم.

مرد تشکر کرد و گفت: حالا بگو ببینم چی خریدی؟

زن جواب داد: صبر کن، برم بپوشمش و بیام.

فورا رفت و پیراهن قشنگی را که خریده بود پوشید و آمد.

* زن پس از خرید وارد خانه شد و با خوشحالی رو به شوهرش کرد و گفت: امروز دیگه باید از من راضی باشی. با اتومبیل از سه تا چراغ قرمز گذشتم بدون این‌که جریمه شم. بعد با پولی که از این راه صرفه‌جویی کرده بودم، واسه خودم یه پیراهن خریدم.

* خانمی رو به شوهرش گفت: می‌دونی عزیزم، امروز من دو جشن با هم دارم. هم روز تولد و هم روز ازدواجمون.

مرد گفت: آره جانم. من هم یادم بود و واسه همین دو کادو برات خریدم.

بعد یک جفت جوراب به او داد!

* مرد جوان پس از آن‌که موافقت پدر دختر را برای ازدواج دختر با او به دست آورد، گفت: از این به بعد من اولین مرد خوشبخت دنیا هستم چون دختر شما با من ازدواج کرد.

پدر زنش گفت: لطفا بفرمایید دومین مرد خوشبخت چون اولی‌اش بنده هستم که آن دختر را شوهر دادم!

* چند زن دور هم نشسته بودند. سه نفر از آن‌ها راجع به سن و سال خود صحبت می‌کردند و هر کدام سن خود را به حدی پایین می‌آوردند که شنونده‌ها تعجب می‌کردند. سرانجام از دختر خانمی که در کناری نشسته بود، پرسیدند: شما چند سال دارید؟

دختر خانم جوان که از گفته‌های آن‌ها به حیرت افتاده بود، جواب داد: با سن و سالی که شما دارید، من هنوز متولد نشده‌ام!

* مردی که زنش فوت کرده بود، با خواهر خانمش ازدواج کرد. دوستانش‌ از او پرسیدند: چرا با دو خواهر ازدواج کردی؟

آن مرد پاسخ داد: برای این‌که در مادر زن صرفه جویی شود.

سعی نکنید به زور بخندید. :D

دیدم نسیم و فاطی رفتن از تو مجله چیز در اوردن نوشتن واسه همین منم رفتم از رو مجله نوشتم. :D

خب، اصولا این‌طوری که من می‌بینم فقط خودمون به این‌جا سر می‌زنیم و فقط خودمون نظر می‌دیم واسه همین هر چی خواستم می‌گم. :D

بیوگرافی شخصی به اسم پرپر:

این فرد نام‌های زیادی دارد. نام‌هایی که تحت آن‌ها دست به هزاران جنایت از جمله سر کار گذاشتن تعدادی آدم متشخص که شامل الهه خانم گل بلبل، نسیم خانم خل منگل و فاطمه خانم مشکوک می‌شن، زده. توصیه‌ی من به شما اینه که به هیچ‌وجه به این فرد که دست کمی از کنت الاف نداره نزدیک نشین و باهاش دوست نشین چون آخر این دوستی فقط یه آنتی حال حسابی هست. :D

نام‌ها و هویت‌هایی که این فرد تا کنون داشته است:

پویا (صاحب وبلاگ همدستان شب. او با استفاده از این شخصیت خود را پسری به اسم پویا معرفی کرده و یک آنتی حال حسابی به اشخاصی که در بالا ذکر شد، زد. این شخصیت، یکی از موذی‌ترین شخصیت‌های این فرد است.)

جانی دپ (ناشناخته. معلوم نیست که با این شخصیت‌ چه جنایت‌هایی انجام داده.)

سایه‌ی مرگ (ناشناخته اما مرموز)

جینی (کوتاه مدت و بدون جنایت)

نیما (ناشناخته و فوق‌العاده مرموز. به نظر می‌رسد یک جنایت‌کار حسابی بوده است.)

کنستانتین (همان پویاست و جنایت‌های این شخص را انجام داده)

شاهزاده‌ی دورگه (ناشناخته)

آیلین (حدودا ناشناخته)

هکتور (ناشناخته و مرموز)

یاسمن (ناشناخته و خطری)

بابای صفر علی‌ (فوق‌العاده مرموز و ناشناخته)

غضنفر (اوه اوه. مثل بالایی)

و هزاران هزار هویت و اسم دیگر که با همه‌ی آن‌ها دست به هزاران هزار جنایت زده است.

هویت فعلی:

پریسا ملقب به پرپر. در نقش یک دختر خوب و نمازخون و ساده ظاهر شده است و قصد دارد کارهای قبلی‌اش را تکرار کند. از خوانندگان تقاضا می‌شود که در صورت مشاهده‌ی این شخص در هر جا به ما اطلاع دهند.

آدرس: www.launchpad.blogfa.co and www.fmojab.blogfa.com and www.fordemon.blogfa.com

پیش‌بینی می‌شود که در آینده در نقش آدم فضایی برگردد. مواظب خود باشید.

با تشکر

واحد خبری زیگ زاگ

پی‌نوشت: همه‌ی چیزهایی که گفتم شوخی بود. یه وقت به دل نگیرید. :D


لينك | نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 19:24 توسط الهه|
علائم اعتیاد به اینترنت
علائم اعتیاد به اینترنت

وقتي کامپيوتر را خاموش مي‌کنيد احساس پوچي مي‌کنيد. درست مثل اينکه عزيزي را از دست داده‌ايد.

2-
ساعت ۴ صبح وقتي از خواب بيدار مي‌شويد که کمي آب بنوشيد اول e-mail هايتان را چک مي‌کنيد.

3-
تصميم مي‌گيريد يکي دو سال بيشتر در دانشگاه بمانيد فقط بخاطر دسترسي رايگان به اينترنت.

4-
وقتي مي‌خنديد سرتان را ۹۰ درجه به سمت راست خم مي‌کنيد.

5-
تکاليف درسيتان را به فرمت html تبديل مي‌کنيد و آدرس آنرا به استادتان مي‌دهيد.

6-
همه دوستانتان يک @ در اسمشان دارند.

7-
تنها ارتباطتان با اهل منزل از طريق e-mail است.

8-
همسرتان را اينگونه معرفي مي‌کنيد ayal kitchen.com

9-
بين پرداخت نکردن قبض آب و هزينه اشتراک اينترنت برايتان آسانتر است که بي‌آبي را تحمل کنيد.

10-
خوابهايتان را با فرمت html مي‌بينيد.

11-
بر روي کنترل تلويزيون duble click مي‌کنيد.

12-
وقتي با همسرتان دعوا مي‌کنيد آرزو مي‌کنيد کاش مي‌توانستيد او را ignore کنيد.

و اگر اعتياد شما زياد باشد و بچه‌دار شويد بدون شک بچه شما از شما خواهد پرسيد که او را از کدام سايت down load کرده‌ايد.

توجه کنيد: صد رحمت به سارس! اين نوع اعتياد از ايدز هم بدتره!؟

 

ببخشید اینقدر زوذ اپ کردم بیکاریه دیگه!!!

فیض ببزین!


 


لينك | نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 14:24 توسط نسیم|