تبليغاتX
زیگ زاگ

زیگ زاگ
آخه باز دوباره من نبودمو شیطونی کردی...مامانینا رو پیچوندی ...خونه رو مهمونی کردی؟؟؟..(!)

 

بگذریم از اون...

اموزش باکلاس شدن:

*سعي كنيد هرروز لباسهايتان را آپگريد كنيد

*داشتن موبايل شيك و جديد خيلي مهم است

*براي موبايلتان چند جلد بخريد تا بتوانيد موبايلتان را به سادگي با لباستان هماهنگ كنيد

*مدل مو خيلي مهم است هرچه در اين زمينه هزينه كنيد باز هم كم است

*هر روز چند كلمه جديد از ديكشنري استخراج كنيد تا به هنگام نياز به كار بگيريد
?
*اگر با كسي قرار ميگذاريد با نيم ساعت تاخير به سر قرار برويد وا ز خيابانهاي شلوغ گله كنيد

*مكالمات تلفني خود را به چند ثانيه خلاصه كنيد. خانومها بيشتر تمرين كنند

*در ميهماني چاي را با قند نخوريد بلكه با نوك قاشق كمي شكر ريخته و فقط دو بار به هم بزنيد

*و چاي را به يكباره نخوريد بلكه يك كم چاي بخوريد چند كلمه حرف بزنيد كمي چاي كمي حرف ..... و

*يوگا ورزش با كلاسي است حتما اين ورزش را ياد بگيريد

*هنگامي كه كرايه ميدهيد هيچ وقت پول خرد ندهيد حتي المقدور تراول يا بيست هزار ريالي بدهيد

*هر روز يك روزنامه به زبان انگليسي خريده و هر كجا ميرويد همراهتان ببريد

*به كلاسهاي آموزش موسيقي رفته و هميشه كيف گيتار به دوشتان بياندازيد

*هميشه چوب اسكي و چوب گلف را در ماشينتان داشته باشيد

*در رستوران يا در ميهماني نصف كباب تان را ميل نكرده و در بشقاب دست نخورده باقي بگذاريد


لينك | نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 21:49 توسط نسیم|
مصاحبه ی بی بی سی با رضایا و آرمین

مجری:الان پیش دو نفری هستم که خیلی صداشونو شنیدین و ما هم خیلی پخش کردیم مث پنبه رفته تو گوشتون و دیگه در نمی اد

رضایا:رضایا

آرمین:توای اف ام

مجری:شما با اون آهنگ ناز گل که فلاکتم توش بود معروف شدین ؟آره؟ واقعا اون اولین کارتون بود

آرمین: نه اولین کار نبود اما کارمون گرفت

رضایا: من قسمت کورسشو خوندم

مجری:این آهنگ خیلی گرفت اصلا یه جوری بود

مجری:شما دو تا باهمین ولی گروهتون اسم نداره

آرمین خودمون اسم نذاشتیم ولی با هم کار میکنیم

مجری:ریتمش کاور بود؟یا اصلی؟

رضایا:نه کار کاور هم داریم ولی اینو ساختیم

مجری:باور کنم

رضایا:فک نمی کنم دروغ به کسی به خواییم بگیم!

مجری:کی ساخت؟

رضایا:محمود

مجری:جریان آهنگ چی بود؟

آرمین تو ذهنم بود یه کار دنسی بدیم که خودمونو بین مردم جا بندازیم و تا تعطیلات نوروز آماده بشه که به فکرمون زد یه همچین اهنگی رو تنظیم کنیم و بخونیم و از فلاکت هم کمک گرفتیم

آخه گفتیم یه صدای رپ دیگه غیر من هم تو کار باشه

مجری:قبل از این اهنگ چی کاره بودین؟

رضایا:قبلش می خوندیم یه سه چهار تا کار داریم من و آرمین و یه چن تا پاپ که تنهایی خودنم

رضایا:ولی مدت زیادی نبود

مجری:تو چی ارمین ؟سابقت قبل این؟

آرمین سابقم که همه شنیدین اون دافای رقص های جاماییکایی

آرمین ولی خوب بعد این که با رضایا(امیر) یه اهنگ بی معرفت کار کردیم و با هم آشنا شدیم و  دیدیم با هم می تونیم کار کنیم و ....

مجری:یه چسب دوقلو بود که چسبوندتون

مجری:جریان ماله کیه

آرمین: 1سال پیش

مجری:چند سالتونه

آرمین: حقیقتا بخوام بگم:66

مجری:دروغ بگی چی می شه؟

مجری:چه ماهی ؟

آرمین: ماه اردیبهشت

مجری:چه روزی؟

آرمین:  5اردیبهشت

مجری:خوب منم 23 اردیبهشتم

رضایا: 65 هستم ولی شناسنامه 66

مجری:چه ماهی؟

رضایا:تیر

مجری:از موسیقی چقد می دونین یا فقط علاقه بود؟

رضایا:من ترم سوم موسیقیم

مجری:متضاد نیست دانشگاه موسیقی کلاسیکه اما این پیشرو هستش؟

رضایا:ولی من کاری ندارم اطلاعاتمو افزایش می دم و درسمو می خونم اما چیزی رو ادامه می دم که دوست دارم

مجری:می شناسنت تو دانشگاه؟

رضایا:آره

دانشگاه تاثیر زیادی تو بهبود صدا و ...داره و ادامه می دم

مجری:تو چی؟

آرمین:  منم می خواستم تو دانشگاه رضایا اینا ادامه بدم اما خوب مشکلاتی پیش اومد و سکرته

مجری:کی فهمیدین معروف شدین؟

آرمین:  یه سفر با امیر رفتیم شمال دیدیم همه می شناسنمون و می گن بخونین و عکس و فیلمو واینا......

مجری:بعد نازگل؟

آرمین:  دیدم این جواب داد خواستیم یه آهنگ دنسی دیگه آماده کنیم و کراواتو درس کردیم

رضایا:بیشتر دنبال موضوعات تک بودیم

مجری:موضوع کراوات چیه؟

رضایا:والا یه موضوع عشقیه که ربطی به کراوات نداره کراوات فقط برای گفتن دوس داشتن و ایناست

مجری:بعد کراوات؟

آرمین:  یه آهنگ بود که بیشتر من پافشاری کردم امیر هم زحمتشو کشید و اومد خوند(آهنگ هی حالا دیدی می تونم)(پرپر:همونی که واسه دوس دخترش خونده!)

مجری:برای هزارمین بار یادآوری می کنم...

آرمین:  برای هزارمین بار یادآوری می کنم که این اسمش رضایاست من می گم امیر چون اسم واقعیش امیر رضاست و من با امیر راحت ترم بعضی  وقتا بهش لوک خوش شانسم می گم حال می کنم...

آرمین:  یه جورایی موضوع(هی حالا دیدی می تونم) نفرته...دیس لاو

آرمین:  بعدش وصل شدیم به اهنگ تو ماله من بودی..

واسه من تنهایی شده  عادت  رفتی و شیکوندی دلو راحت اما من هنوزم دیوونه  ی تو هستم...

یه روزی واسه تو من چی بودم ...بگو یادته خوب عزیزم اون روزا همه ی اون شبها...تو بودی با من..

رضایا:خیلی این اهنگو دوس داشتم یه جورایی لطیف بود و البته کاور بود

تو ماله من بودی ...آره

بیا گل نازم سرونازم... ا برگرد پیشم آخه با وجود تو فقط من سرگرم می شم..درست در زمانی که داشتم نیاز بهت

تو رفتی و واسم نسوخت زیاد دلت گفتی باید برم آره مرامم اینه.....

تو بودی بام من اره یادته حتما....

آرمین:  می خوام ریتم رپو برا همه جا بندازم...

آرمین:  و در آینده یه سری کار داریم  که به زودی منتشر می شه

 

حرف اخر پرپر:

هیچی...آرزویی واسه اونا و خانواده ی محترمشون ندارم...!:دی:دی:دییییییییییی

پ.ن:من نمی دونم این مصاحبه کی پخش شده!جالب بود دیدم آپ خوبی می شه... از رو نسخه ی صوتیش نوشتم

                            چه فشن...

                     مث اینکه تولده...اون دختره چرا پشتشتون قایم شده


لينك | نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:48 توسط ₤p@Яpæ® ©♀Ø |
اوووووووووووووووووووه!!!
محسن افشانی

وقتتون بخیر آقای افشانی از نحوه ی همکاریتون با ترانه مادری بگید:

دو سه سالی بود که هر روز زنگ میزدم خونه ی آقای حمزه ای نا!!!...تا اینکه این اواخر مامانم رو فرستادم و ایشون تو رودربایستی منو واسه ترانه مادری انتخاب کرد.

چی شد که به بازیگری علاقه مند شدین؟

هیچی عسیسم جو گیر شدیم!!

شما طرفدار چه تیمی هستین؟

تیم فوتبال!!

درباره ی شخصیت پویا بگین:

یه جورایی جواده...باور کن!!

نظرتون راجع به اینکه در ابتدای فیلم که اون ساعته میاد عکس شما رو نگذاشتن چیه:

من اینجا به زعم قاطع میگم که فقط و فقط از حسادته!!

از خصوصیت های فردیتون بگید:

کم توقع و دشمن بلن پروازی!!

تا کجا میخواین بازیگری رو دنبال کنید؟

حداقلش اسکار!!!!!!!!!!

چرا سلام بهار رو تعطیل کردین؟

از دست این دخترایی که هر روز از طرف من وبلاگ میزنن

مگه چی میگفتن؟

آدرس خونه شون رو میدادن.قربون صدقه مون میرفتن و کلی حرفای دیگه...انگار حالا منو کیوان ازدواج کردنمون گرفته بود

سیاوش رو بیشتر دوس دارین یا کیوان رو؟

هیچ کدوم...

حرف آخر:

اینا لحظه های نوجوونیه...

سیاوش خیرابی

چی شد واسه ترانه مادری انتخاب شدین؟

تهیه کننده رو پیچوندم!!

الگوی شما در بازیگری کیست؟

پدرم...

چرا؟

چون آتلیه عکاسی داره!!

خب چه ربطی داش؟

بابام به من یاد داده از دوربین نترسم!!

به این میگن نصیحت نه الگو...حالا ولش کن از ترانه مادری بگو:

هر شب به جز جمعه ها ساعت 23 از شبکه3 پخش میشه!!

میگن شما شبیه حامد بهداد بازی میکنید:

حامد بهداد بیاد پشت سر من بوق بزنه!!!

هواداراتون واسه ی شما وبلاگ زدن ولی من موندم اون عکسا رو از کجا آوردن؟

بین خودمون باشه...نویسنده اون وبلاگ خودم هستم...!!!!

ای ناقلا...خب بگو ببینم دانشگاه چی خوندی؟

درس

حرف آخر:

میخوام تشکر کنم از همه معلم ها و پدر و مادرم و عباس آقا بقال سر کوچه و نونوای محل و زری خانومیناو...

 

 

 

 

 

 

 

 


لينك | نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 12:35 توسط نسیم|
اندراحوالات گلشيفته ي فراهاني!

گ.ف چرا تو؟

اي بهزاد اي فراهاني اين چه كاري بود كه دخترت كرد؟چرا فرستادي اش برود خارج فيلم بازي كند؟مگر ما در اين جا فيلم نداريم؟

سينما نداريم؟تازه يك عمو عزت داريم كه سالي 300تا تله فيلم ميسازد!اي گلشيفته ي فراهاني كه ماتورا ازاين به بعد گ. ف

صداميكنيم چون معلوم الحالي! چرا بي سروصدا رفتي در فيلم ريدلي اسكات بازي كردي؟فكر كردي چون راسل كرو دارد گلادياتور

است؟نميدانستي بايد فيلمنامه را قبل از خواندن ميفدستادي مسوولان بخوانند؟مگر سنتوري يادت رفته؟باان شوهر معتادت؟حالا خوب

شد ممنوع الخروج شدي.نكند فكر كرده اي تو همايون ارشادي هستي كه راحت بيايي و بروي؟!اي گيس بريده!گفته اي با كلاه گيس

بازي كرده ام؟اصلا سوال اين است كه چرا بازي كرده اي؟!

ان هم با تايتانيك!با دي كاپريو!ان اسكات كه فاميلش هم شبيه موشك است...هيچ بازيگري دم دستش نبود كه تو نقش افغاني بازي كني؟

ان نيكول كيدمن و انجلينا جولي مرخصي پزشكي بودند؟سوفيا لورن و اليزابت تيلور نبودند؟اي گ ف حالا شانس اورده اي به خاطر

تو اين دو تا فيلم روي پرده"ديوار" و "هميشه پاي يك زن در ميان است" را پايين نكشيده اند و ممنوع الكار نشدي!

برو يك نان خودت بخور صد تا به بقيه بده كه حسابي شانس اورده اي!!!

متني كه بالا خونديدو من توي يه مجله ديدم ازش خوشم اومد!!!(حال ميكني؟خودم كه حسابي از اين كه اينقدر به كپي رايت پايبندم

حال نمودم!)

اودران فيلم نقش چنين موجودي را ايفا كرده است!

با ارزوي موفقيت و بهروزي براي شما و امثال شما!!!

 


لينك | نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 19:19 توسط نسیم|
شما هم دعوتین!
باید تا حالا دیگه کارت دعوت به دستتون رسیده باشه. کارت دعوت برای شرکت در عظیم ترین و زیباترین مهمانی ها. چه لذتی داره مهمون سفره ای باشی که میزبانش برات عزیزترینه و تو رو از هر کسی بیشتر دوست داره.

در طول زمان این مهمانی، هر کاری که بکنی برات اجر و پاداش در پی داره، حتی روزمره ترین کارها مثل نشستن، راه رفتن، خوابیدن و فکر کردن.

این بار بیاید این مهمانی رو طور دیگه ای آغاز کنیم. در ماه رمضان امسال به هر کاری که می خوایم انجام بدیم فکر کنیم؛ فقط همین. یه ماه وقت داریم که فیلم زندگی مون رو آروم و سرفرصت تماشا کنیم و به همه چیزش فکر کنیم. اون وقت می فهمیم چرا یک دقیقه فکر کردن با هفتاد سال عبادت برابره.

 *

البته معلومه که من تو نوشتن این جور متن ها خیلی مهارت ندارم. این متن قسمتی از سرمقاله ی شماره ی 184 مجله ی دوست نوجوان بود!

من جاسمینم! مطمئنا بیشترتون می شناسین! فعلا چیز دیگه ای به ذهنم نمی رسه که بنویسم. فقط تا یادم نرفته فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو بهتون تبریک میگم.

همین!

 بای تا های!


لينك | نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 14:39 توسط فاطمه|
تولد وبلاگمون مبالکههه....

اهممم...

یک ...دو...سه...امتحان میشه....یک ...دو...سه...فاطمه سی دی رو بنداز تو حلقوم سی دی خون!!!

زیگ زاگ زیگ زاگ

متولد ماه شهریوره و رو دست نداره زیگ زاگ

لنگشو پیدا کردی جایزه بگیر از نسیم وسارا

امون از دست بک امون از دست جاس کم مشغله داری و اینم چه کارایی می خواد

زیگ زاگ زیگ زاگ...

می خونیم با دلی شاد اینم کادوی جشنت تولدت مبارک باد ...

دلت شاد و لبت خوش چو گل پر خنده باشی بدو شمعاتو فوت کن که صد سال زنده باشی

زیگ زاگ پیش می ره رو دستشم وبلاگی نیست باز  پرپر و سارا می خونن حالا واسه زیگ زاگ

اینی که می بینی از ما فقط نمونه کاره حالا تابستون هر سال ما رو یادتون می یاره!

جاسمین به الهه می گه واسه مصاحبه تند نری گوش کن یه تریپ درن شان  زیر زمینی وسنتی گوش کن!

زیگ زاگ..زیگ زاگ...

می خونیم با دلی شا...شااا...شااااااااااا....ددددددد...ددد (این قسمت سی دی خش داشت)

 

 

ساساسارا...جاس جاس جاسمین..پرپرپرپر.....بک بک بک بک مک گریگور....نس نس نسیسسسممم!

دلبر شیطون بلا ابرو کمون موطلا دروغ می گی دوسم داری دخترک پر ادعا...عاعاعاعا...

.

.

.

.

.

نسیم بگیرش رفت رو ترک بعدی!!! الهه سی دی رو جم کن...!

.

.

.

 

اهان خوب شد...

خوب بریم سر اصل مطلب...

طبق سخنان بعضی از دوستان دشمن نما(!) شایدم دشمنان دوست نما شایدم عاشقان دوست نما(!) ما ها یعنی همون 5 نفر سند هزار جور وبلاگ زنجیره ای به اسممونه و هر سروری که تو نت کارشو شروع کنه اول ما یه وب توش می زنیم و بلاگفا هم که جای خودشو داره...(بماند که حتی یادمون نمی مونه وبمون چی بود..)

بعد از مدت ها ما اومدیم همه با هم جمعیدیم و یه وب گروهی زدیم تو بلاگ جون...واینم اولین پست به عنوان تولد شما هم دست خالی از این وب نمی ری و اون زیر نظراتو می بازی و تبریک می گی ...وگرنه...کاسه کوزتو جمه کن برو از این وبلاگ

بای تا های


لينك | نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 10:43 توسط ₤p@Яpæ® ©♀Ø |